مار کبری

داریم روخوانی فارسی می خونیم واسه امتحان فردا.شعر را که تموم میکنه اسم شاعر را میخواد بخونه میگه : کَبریی هاشمی...

پقی میزنم زیر خنده .جا میخوره .میپرسه : چرا میخندی مامان؟؟

میگم : مامان اشتباه خوندی "کُبرا" *باید بخونی....

یکدفعه پقی میزنه زیر خنده و وسط خنده میگه :...مامااااااااان  کٌبرا که اسم ماره ه ه ه ه 

 

* به خدا بلدم بنویسم "کبری" میخواستم شکل خوندن من و امیرارسلان تفهیم بشه..

*معذرت میخوام از عزیزانی که اسمشون "کبری " هست.فقط صرف ثبت خاطره هست.

/ 12 نظر / 184 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پانتی

[خنده] عزیزممممم عااااشق این غلط غولوط خوندن این بچه های جوجه باسوادم[بغل][نیشخند]

گلپر

حالا هی دل ما رو ببر [چشمک][ماچ]

بهانه

چي بگم پريسا جون.... حتما وقتي خدا داشته عشق و احساس تقسيم ميكرده همسربنده طبق معمول روي كاناپه جلوي تلويزيون خواب بوده [زبان]

بهانه

چقدر كار خوبي ميكني اين جملات شيرين و با نمك گل پسرت و جايي ثبت ميكني. نمي دوني يه روزي كه خيلي بزرگ بشه و دوباره گذرت به اين نوشته ها بيافته و بخوني چقدرررر لذت ميبري. منم تمام جملات اين مدلي و غلط حرف زدناي پسركم و نوشتم . از طرف من ببوسش. خدا برات نگهش داره انشااله

مــmeــن

ســلامــ دوستــِ عزیز اگــر دوست داشتــی در ختمــِ قرآن شــریکـــ باشی بهـ وب من بیــآ [لبخند] برای بــهــتر متوجــهـ شدن یکــم وقــت بذار و پســت ها رو بخون ممنــــون [لبخند]

پرنیان حامی

سلام ؛ خیلی جالب بود ؛ کلا سروکله زدن با پسربچه ای تو این سن فکر کنم خیلی با مزه باشه [پلک] سلامت باشه زیر سایه شما [گل]

ارام

قربونت برم من هم دلم برات تنگ شده

مهربانو

واااي پريسا جان خيلي بامزه بود [خنده] چه دنياي جالبي دارند اين بچه ها . پسر گلمونو ببوس عزيزم[بغل]

نوشین مامان هستی

ممنون از حضورتون[قلب] اسم مادر شوهر من کبری هستش میرم بهش میگم چی نوشتی [نیشخند]