نمک زندگی
مکان:کفاشی
مامان :امیرارسلان،ببین چه کفش قشنگی...بپوش اگر اندازه ات بود بخریمش.
امیرارسلان: نه..نمی خوام.کفشم قشنگه.
مامان :کفشت را دربیار اینو بپوش...می خوایم کفش جدید بخریم.
امیرارسلان :نه نمی خوام ...ممکن نیست!!!
مکان:مغازه بابا
امیرارسلان سرمیز در حال خوردن دلستر.یکدفعه شیشه دلستر کامل روی میز خالی میشه.
مامان:چرا حواست نیست مامانی...ببین مغازه بابا را کثیف کردی...واسه چی ریختی؟؟
امیرارسلان: مثل گربه شدم،دلسترم ریخت!!!
مامان :

مکان:خانه
امیرارسلان درحال شیطونی.
مامان(با عصبانیت) :امیرارسلان اگراذیتم کنی ناراحت میشما...برو با اسباب بازیات بازی کن...
امیرارسلان لب پنجره رو به بیرون:آقا گرگه ...بیا مامانو بخور ...داره منو اذیت میکنه!!!
... پيام هاي ديگران() link ٩:۱٦ ق.ظ - دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧ - مامان پریسا

