و به عنوان هدیه تولد از مامان و بابا یه دوچرخه کادو گرفت...

دیروز سالروز تولدت بود.امسال ششمین سالی است که با تمام وجود ،خدا را برای داشتنت شکر میکنم.گمان نمی کنم هیچگاه هیچ لذتی بیش از لمس حضور شیرینت در کنارم بتواند مرا سرشار از حس خوشبختی کند.تولدت مبارک پسر عزیزم.برایت از خدای مهربان بهترینها را می خواهم؛زندگی طولانی سرشار از سلامت، سعادت ، شادکامی و سربلندی.

خداحافظ سال نود.دلم برات تنگ نمیشه.به خوبی ازت یاد نمی کنم.برام عزیز نیستی...
اما نمیتونم فراموشت کنم بخاطر زخمی که تو دلم به جا گذاشتی.خداحافظ سال نود.
( این عکس قدیمیه فقط برای خالی نبودن عریضه)

پ.ن :ضمنا من نمی دونم چرا جز یکی دو تا وبلاگ واسه کسی نمیتونم کامنت بذارم.دوستای خوبم بدونن که مرتب بهشون سر میزنم و می خونمشون.
... پيام هاي ديگران() link ٩:٤٢ ق.ظ - چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ - مامان پریسا
آن یار کزو خانه ما جای پری بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود.
یک هفته پیش در چنین روزی پدر مهربونم ما را برای همیشه تنها گذاشت.
مامان امیر ارسلان
... پيام هاي ديگران() link ۱٠:٤٤ ق.ظ - دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠ - مامان پریسا
اوه اوه ...چه غیبت طولانی داشتیم ما.الانم فقط اومدم سلامی کنم و برم.دوستتون دارم.حرفم اومدم بر میگردم.
وقتی پسرک مرد خانه باشد.

اینا هم دوستای پسرک هستن که هر شب باید پایین تختش بخوابن.شماره 1 "دانی بزرگه" وشماره 2 "دانی کوچیکه"

از یه ماموریت سه روزه برگشتم و داریم با هم صمیمانه !!! احوالپرسی میکنیم.
من : دلت واسه من تنگ شده بود مامانی؟ من دلم و اسه تو اندازه یه سوسک کوچولو شده بود
.
امیرارسلان :مامان دل من واسه تو اندازه " چرک " شده بود.
من: چرا چرک مامانی؟
امیرارسلان :چون خیلی ریزه فقط با میکروفن1 میشه ببینیش.
من: (آیکون ذوق مرگی وسکته کامل ایندفعه.)
1 : منظور میکروسکوپ است.
... پيام هاي ديگران() link ۱:۳۳ ب.ظ - یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠ - مامان پریسا
امروز امیرارسلان برای اولین بار قدم به مدرسه گذاشت(پیش دبستانی).تمام دیشب را من تقریبا بیدار بودم واسترس داشتم.نمی دونم چرا؟ انگار می خواست بره یه کشور دیگه.صبح با اینکه 9 باید میرفت من از 6 بیدار شدم.بالاخره با هم راهی شدیم.تادیروز میرفت مهد واز امروز مدرسه(مدرسه اش یکی از بهترین های شهرمونه وقوانین سفت وسختی داره).خودش خیلی شوق وذوق داشت .تو جشن هم برای خوندن شعر رفت جلو وجایزه گرفت.از معلمشون هم خیلی خوشم اومد.از خدامیخوام تمام سالهای تحصیل را با خوشی‘،سلامت وموفقیت بگذرونه.
موقع رفتن به مدرسه

سرکلاس

این پست فقط جهت اعلام حضور در خاطر مهربان شماست.

داره با اشتها نون و پنیر وانگور میخوره ومنم با تعجب نگاش میکنم.میگه : وای...چقدر گشنه ام بود بنده خدا...
.....
داریم سر اینکه کی در شیشه مربا را باز کرده حرف میزنیم.بی حوصله میگه : ای بابا...مهم نیست کی باز کرده.مهم اینه که الان درش بازه...
.....
کم غذا میخوره .بهش میگم باید خوب غذا بخوری تا بزرگ بشی.میگه یعنی الان که کم خوردم کوچیک میشم یا متوسط؟؟؟!!!
.....
کنار هم داریم فیلم می بینیم.میگم برو از تو اتاق یه بالش بیار.نیم وجب خودش را میکشه عقب میگه :مامان تو که نزدیک تری به اتاق !!!
.....
میگم دوست داری بزرگ شدی چه کاره بشی؟؟؟
- ماشینا را بشورم!
من :



... پيام هاي ديگران() link ٩:٢٥ ق.ظ - یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠ - مامان پریسا


